طبق یه اصولی که معلوم نیست درستند کاملا یا نیمه درست یا من بد فهمیدمشون یا چی یه مشت حرف مفت تو ذهنم جمع شده که خیلی دلشون میخواد بنویسمشون. مهرطلبم پس شکار خودشیفته ها میشم. مهرطلبم پس خودشیفته ها رو شکار میکنم. زندگیم شده از یک خودشیفته به خودشیفته بعدی رسیدن. حالا مهرطلب چیه یه ادم رنجور قربانی خودشیفته چه کوفیه یه ادم قربانی که خودصیاد پنداری داره نه خودشیفته یه موجود متکبر و فرعونیه که بیچاره میشی بخوای باهاش زندگی کنی نه که زندگی باهاش جهنمه مگه برای مهرطلبایی که احمقانه تو مهرطلبی خودشون غوطه ورن .خودشیفته خودشو می پرسته و بقیه رم محکوم میدونه بپرستنش نه خودشیفته معتقده بقیه باید از خداشون باشه باهاش اشنا شدن و فرصت پرستیدنشو دارن موشی که خود شیر پنداری اش تهوع اور است. ....خلاصه اینکه من ازت خوشم اومده دلیل این نیس که تو از خدا مستقیما خلق شدی تفاله هایی به نام خودشیفته ها. کاش خودشیفته ها بدونن خودشیفته ن . ...من یک خودشیفته هستم. که از خودراضی هستم و خلقتم به سود کل جهانه. من یک مهرطلب هستم یک مهرگدایی که توجه دیگران رو التماس میکنم. من یک قربانی هستم.....میگم لعنت ب روزی که کتاب اختراع شد. درخت ها به دار اویخته شدند که انسان های احمق حماقتشون رو به سرعت به اشتراک بذارن. لعنت ب روزی که اینترنت اختراع شد و هر الاغی وارد مدرسه شد. هر الاغی به عنوان کارشناس دهن به عرعر گشود. .....من یک معترضم. من یک طغیانگر خاموشم. من یک روان پریشم. من یک دیوانه هستم که از انسان شاکی ام. .....یادداشت های یک احمق تمام عیار.
برچسب:
نویسنده: زهرا امیری
تاريخ: يکشنبه
21 آبان
1402 ساعت: 18:16